|
گواهینامه ثبت سندیکا :

روزنامه کارگزاران 14 اردیبهشت 1387:
http://kargozaaran.com/ShowNews.php?8264
تشكیلات كارگری جلوی ضررهای ملی را میگیرد
عباس عبدی روزنامهنگار و از فعالان سیاسی ایران به مناسبت روز جهانی كارگر
با ابراهیم مددی و سیدداوود رضوی 2 نفر از اعضای سندیكای كارگران شركت
واحد درباره فعالیتهای كارگری در ایران، مطالبات آنها و نسبت آن با
دیگر فعالیتها گفتوگویی كرده است. این گفتوگو در دفتر سازمان دانش
آموختگان ایران اسلامی صورت گرفت در پی میآید:

عباس عبدی: اگر قرار باشد مشكلات كارگران را امروز در 3 عنوان خلاصه
كنید، به نظر شما مهمترین مشكل آنها چیست؟ آیا بحث دستمزد، قانون كار،
امنیت شغلی یا چیز دیگری است؟
مددی: تصور من این است تا مادامی كه میلیونها كارگر ایرانی كه طبق
گفته وزیر كار 15 میلیون نفر هستند، نقش وسیعی در صحنههای مختلف
اجتماعی، سیاسی و... دارند اما از تشكیلاتی در حد استانداردهای جهانی
محروم هستند، مشكلات كارگری ما ادامه خواهد داشت. در حالی كه اگر طی 28
سال گذشته آنچه در سازمانهای بزرگ و فراگیر جهان از جمله فدراسیون
بینالمللی كار به عنوان استاندارد وجود داشت، بیشتر مورد استفاده قرار
گرفته و نهادینه شده بود، امروز وضعیت ما بسیار بهتر میشد.
عبدی: این یكی از مشكلات است. فرض كنیم این تشكیلات وجود داشته باشد.
از آن مرحله به بعد تشكیلات شما دنبال چه چیزی خواهد رفت؟
امروز در قانون كار و یكی از بندهای حقوق بشر هم تاكید شده است كه
كارگران از حداقل درآمد معیشتی برخوردار باشند. در سالهای گذشته به
این مسئله جامه عمل پوشانده نشده است. همه ساله نرخی از سوی وزارت كار
اعلام میشود كه به عنوان حداقل حقوق باید تامینكننده نیازهای
خانوادهها باشد اما میدانیم كه تامین نمیكند. این مسئله سبب ایجاد
مشكلات دیگری در خانوادههای كارگری شده است. به عنوان مثال یكی از
پیامدهای كاهش حقوق، اضافهكاری بیشتر كارگران بود كه مشكلات روانی
متعددی را برای خانوارها پدید آورد.
امروز اگر به محلههای حاشیه شهرها كه كارگری است نگاه كنیم، تاثیر
دستمزد پایین و اضافهكاری و... را میبینیم. این طیف از جمعیت، حداقل
حقوق را نیز دریافت نمیكنند.
عبدی: البته این انتقاد شما وارد است. اما در قانون موارد دیگری هم
وجود دارد كه رعایت نمیشود. علت پایین بودن دستمزد را چگونه تحلیل
میكنید. آیا كارفرما در حال استثمار كارگر است یا اینكه خیر. البته
بسیاری معتقد به این تحلیل هستند كه ساخت اقتصادی ما موجب بهرهوری
پایین است و این همهچیز را پایین میآورد. از حقوق كارگر تا سود
كارخانه و... تحت تاثیر همین مسئله هستند. مثل تفاوت درآمد یك كارخانه
مشخص در ایران و سوئیس. به نظر شما كدام یك از این 2 عامل، مسئله
مهمتری تلقی میشود؛ دستمزد پایین یا ساخت اقتصاد و نظام بهرهوری در
ایران؟
مددی: نظام اقتصادی معیوبی كه طی سالیان وجود داشت همواره خطاهای
مدیریتی خود در اقتصاد و همچنین حجم عظیمی از ضربات را به قشر
دستمزدبگیر و كارگران منتقل كرد؛ چرا كه اقشار ضعیف بیشتر ضربه خورده و
در معرض توفان حوادث قرار میگیرند. اما در شرایط حاكم یك عده سودجو از
شرایط به نفع خود استفاده میكنند. به این علت من نیز معتقدم كه شرایط
نابسامان اقتصادی ضربه اصلی را به جامعه كارگری میزند و در كنار این
امر هم صاحبان صنایع و بنگاههای اقتصادی بهره میبرند. همچنین صاحبان
صنایع در مقابل بسیاری از حوادث پیشبینی نشده آنچنان كه كارگران متضرر
میشوند، با فشار اقتصادی مواجه نشدهاند. به عنوان مثال كسی كه در سال
1384 قطعه زمینی را برای احداث یك بنگاه اقتصادی دریافت كرده است امروز
سود فراوانی از محل تورم مستغلات و ماشینآلات نصیب او شده است. هرچند
كه كارگران همان بنگاه اقتصادی به نسبت سال 84 در سطح زندگی بدتری قرار
دارند. از این رو به گمان من اگر در یك شرایط نرمال قرار بگیریم و
صاحبان صنایع هم در چنین شرایطی قرار گیرند، هم سود بیشتری نصیب صاحبان
بنگاه میشود و هم اینكه كارگران سود بیشتری میبرند.
عبدی: اینكه امروز هرچه تورم افزایش یابد طبقات ضعیف، فقیرتر میشوند
درست، اما طبقات پولدار هم لزوما موافق تورم نیستند. مهمتر اینكه تورم
ریشه در سیاستهایی دارد گاهی همان طبقات فقیر از آن سیاست حمایت
میكنند ولی نمیدانند كه تاثیر منفی دارد، مثل یارانه سوخت. بنابراین
اگر فرض تحلیلی شما این باشد كه مشكل امروز، استثمار كارگر است، او در
قبال كارفرما جبههگیری میكند. اما اگر فرض این باشد كه برخی سیاستها
موجب پایین آمدن بهرهوری شوند، یقینا كارفرما هم از این سیاستها
متضرر میشود. گرچه كارگر بیشتر متضرر خواهد شد. در این صورت ممكن است
كارگر و كارفرما هر دو در یك جبهه با این سیاستها مخالفت كنند. اما
اكنون باید پرسید كه استثمار زمینه فشار بیشتر بركارگر را فراهم
میآورد یا توسعه نیافتگی ساخت اقتصادی و تصمیمات غلط. البته در این
روند كارگر بیشتر متضرر میشود ولی موضعگیری در این زمینه میتواند
سمتگیری مبارزات كارگری در ایران را مشخص كرده و موضع دیگران در قبال
فعالیتهای كارگری را نیز مشخص كند.
مددی: البته میتوان گفت توسعه نیافتگی اقتصادی تاثیر بسیاری روی متضرر
شدن كارگر میگذارد. اگر در شرایط اقتصادی دیگری عمل كنیم شاید شرایط
بهتری نیز برای كارگران فراهم شود. به عنوان مثال این مسئله میتواند
در رابطه با سیاستهای بانكی تاثیرگذار باشد.
عبدی: منظورتان این است كه كارفرما هم متضرر میشود؟
مددی: بله. اما عمده فشار همواره روی كارگران است. من چون مسائل كارگری
را در اولویت خود میدانم بنابراین معتقدم در این شرایط ضربه اقتصادی
بر صاحبان بنگاهها چندان زیاد نیست و شاید این افراد چندان از بلبشوی
اقتصادی هم ناراضی نباشند. به عنوان مثال تحت عنوان خصوصیسازی و
كارآفرینی امتیازاتی اعطا شد كه امروز مشخص شده است كه به نوعی بر باد
دادن منافع بود. در این شرایط كارگران باید فشارهای بیشتری را متحمل
شوند. در سالهای اولیه پیروزی انقلاب و دوران جنگ همواره كارگران
همچون دیگران تحت فشار اقتصادی قرار داشتند، اما این دوران ویژهای
بود. امروز هم بر اساس برنامههایی كه بعدا معلوم میشود بیحساب و
كتاب بوده، كارگران متضرر میشوند. از این رو به نظر من اگر كارگران در
سازمانها و تشكلهای فراگیرتری سازماندهی میشدند توان جلوگیری از
بسیاری ضررهای ملی را داشتند.
عبدی: در این بحث شكی وجود ندارد. از آنجا كه كارگران همواره در شرایط
نامناسب اقتصادی زندگی میكنند از این رو كم شدن اندكی از درآمد
كارگران هم بسیار سخت خواهد بود. اما سرمایهدار ممكن است تنها كمی از
درآمدش كم |